X
تبلیغات
رایتل
روزگار نو
گر زخیال چهره ات عکس فتد به جام می مستی چشم مست تو مست کند پیاله را
قالب وبلاگ

روی تاول دلم را خنج می کشد

بسان دی که آذر را

کدام بذر پاشیده شده در حنجره ام

زاد روز عقیم شدن بود؟

خسته ام،

راه بسته است و سنگ ریزه ها، رو به رو

من اما می روم

تو مپرس من میروم

کجایش را دل می داند و تاول

چشم میداند و اشک

یک تو، یک من و این همه تنهایی؟!

این همه هجوم وحشی نبودن را

کدامین بدفرجام به لفافه آورده است؟

کدام دست؟ کدام جاده؟

بگذار الکی خندیدنم را نقاشی کنم

بگذار عابری که رد می شود بگوید سلام

و من نگاه کنم و فارسی بگویم درود

بگذار نی نی شهریور به چشمان مهر بریزد

بگذار من بی درنگ بی پروا بی تو بی خودم

تنها بگریم...

شعر از دوست نازنینم، خانم الیوشا خواجوی

[ دوشنبه 15 شهریور 1395 ] [ 12:01 ] [ برنا ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 12925

  • paper | ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای